Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیرگاه

تلفظ بین المللی : /dirɡˈɑh/ تلفظ :‌ [diRg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دیرگاهی
  • دیرگاهان
  • دیدگاه
  • قلعه درگاه
  • تا دیر گاه
  • ستاره دیدگاه
  • درگاه
  • درگاه سریال
  • درگاه موازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیرگاه. ( ق مرکب ) زمانی دراز. زمان طولانی و ممتد از زمان معلوم. ( یادداشت مؤلف ) : تو از دیر گاهست با گنج خویش گزیدستی از بهر ما رنج خویش.فردوسی.نقل با باده بود باده دهی نقل بده دیرگاهست که این رسم نهاد آنکه نهاد.فرخی.خزیمه دیرگاه زن نکرد که نمی یافت اندر خور خویش. ( تاریخ سیستان ). دیرگاه برنیامد تا دیدم که بیاوردند او را در پاره ای جل. ( تاریخ سیستان ). دیرگاه برنیامد که بفرمان عبدالملک معزول ...

فرهنگ عمید

۱. زمان دیر، زمان قدیم، از مدت دراز.
۲. دیروقت، بی موقع، دیرگاهان، دیرگهان.

فرهنگ معین

(ص مر. ) ۱ - زمان قدیم . ۲ - دیروقت .

فرهنگ فارسی

زمان دیر، زمان قدیم، ازمدت دراز، دیروقت، بی موقع

کلمات مرتبط

  • دیرگاهی
  • دیرگاهان
  • دیدگاه
  • قلعه درگاه
  • تا دیر گاه
  • ستاره دیدگاه
  • درگاه
  • درگاه سریال
  • درگاه موازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات