معانی کلمه : دیبک
لغت نامه دهخدا
دیبک . [ ب َ ] (ا) دیوک . نوعی دانه ٔ هرز که در میان گندم و جو باشد. نوعی تخم علف هرز که در گندم و جو پیدا آید. قسمی از چوب که میان گندم روید. (یادداشت مؤلف ). || هاون سنگی . (یادداشت مؤلف ). هاون چوبی .
فرهنگ فارسی
دیوک . نوعی دانه هرز که در میان گندم و جو باشد .
