Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیبا فشان

تلفظ بین المللی : /dibˈɑ fˈeʃɑn/ تلفظ :‌ [dib'A f'eSAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیبا فشانی
  • دیبا
  • دیبا باف
  • دیبا سلب
  • دیبا فروش
  • دیبا پوش
  • دیبا پوشش
  • دیبا گری
  • دیبا زاهدی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیبا فشان. [ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) نثارکننده. || فشاننده دیبا. نثارکننده دیبا. || ( حامص مرکب ) دیبافشانی. نثار دیبا :
پذیره برون رفت با سرکشان
درم ریز کردند و دیبافشان.
اسدی.
شد آمل بهشتی نو آراسته
درم ریز و دیبافشان خواسته.
اسدی.

فرهنگ فارسی

نثار کننده . دیبا فشانی .

کلمات مرتبط

  • دیبا فشانی
  • دیبا
  • دیبا باف
  • دیبا سلب
  • دیبا فروش
  • دیبا پوش
  • دیبا پوشش
  • دیبا گری
  • دیبا زاهدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات