Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دیاقودا

تلفظ بین المللی : /diˈɑq1uːdˈɑ/ تلفظ :‌ [di'Aq1u:d'A]
لغت نامه دهخدا
  • دیا قودا
  • دیاقوذا
  • دیاکودا
  • جاوارا داودا کایرابا
  • دامودار
  • داوداباد شهر
  • دیودار
  • داودار
  • احمد داووداغلو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دیاقودا. [ دَ ] (معرب ، اِ) دیاکودا. بلغت یونانی شربت خشخاش را گویند که از پوست خشخاش پخته باشند نه از تخم آن . (از برهان ). شاید دیافوذا معرب دیاقودا باشد. (ازغیاث ). شربت کوکنار. شراب خشخاش . شربت خشخاش : و از افیون و تخم خشخاش و دیاقوذا (دیاقودا) که نزله را بازدارد پرهیز کنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بگیرند تخم خشخاش نیم من اندر چهار من آب تر کنند...این شراب را دیاقودا گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی...

کلمات مرتبط

  • دیا قودا
  • دیاقوذا
  • دیاکودا
  • جاوارا داودا کایرابا
  • دامودار
  • داوداباد شهر
  • دیودار
  • داودار
  • احمد داووداغلو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات