معانی کلمه : دیات
لغت نامه دهخدا
دیات. ( ع اِ ) ج ِ دیه. خون بها، ( منتهی الارب ). رجوع به دیة و خون بها و نیز رجوع به دزی ( ج 1 ص 48 ) شود :
گر بخواهد ایزد از عباسیان
کشتگان آل احمد را دیات.
گر بخواهد ایزد از عباسیان
کشتگان آل احمد را دیات.
فرهنگ فارسی
خون بها
( اسم ) عدد اصلی ( ۱٠ ) پس از نه دو پنج عشره .
( اسم ) عدد اصلی ( ۱٠ ) پس از نه دو پنج عشره .
