معانی کلمه : دکلمه
فرهنگ عمید
خواندن متنی ادبی با آهنگ و حالت های مناسب که مؤید معنی و مضمون خاص آن باشد.
فرهنگ معین
(دِ لَ مِ ) [ فر. ] (اِ. ) خواندن مطلبی با صدایی بلند و حالتی تأثیرگذار.
فرهنگ فارسی
مطلبی راباصدای بلندوبا آب وتاب ازبرخواندن
1. نوعی بیان پرطمطراق و آهنگین در اجرای بعضی قطعات نمایشی 2. قطعهای مستقل که یک نفر آن را به شیوۀ اغراقآمیز اجرا میکند و معمولاً بهصورت مسجع و منظوم است
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{declamation, declaim} [هنرهای نمایشی] 1. نوعی بیان پرطمطراق و آهنگین در اجرای بعضی قطعات نمایشی
2. قطعه ای مستقل که یک نفر آن را به شیوۀ اغراق آمیز اجرا می کند و معمولاً به صورت مسجع و منظوم است
