Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دکمه

تلفظ بین المللی : /dˈokmeː/ تلفظ :‌ [d'okme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • دکمه انداز
  • دکمه اور
  • دکمه ای
  • دکمه دار
  • دکمه زنگ اخبار
  • دکمه سردست
  • دکمه فشاری
  • دکمه قابلمه
  • دکمه یا گره سیب زمینی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دکمه. [ دُ م َ /م ِ ] ( اِ ) تکمه. دگمه. ( فرهنگ فارسی معین ). گوی سینه و گوی گریبان و سردست و امثال آن. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). رجوع به تکمه و دگمه شود : فنک زگوشه میدان حبر روی نمودکمند و گرز وی از دکمه های ماده و نر.نظام قاری ( دیوان ص 18 ).ز دکمه های گریبان گلوله تشویش به حرب موبنه انداخت چون تگرگ و مطر.نظام قاری ( دیوان ص 19 ).گریبان و اطلس بدرها و دکمه منور بسان سپهر از کواکب.نظام قاری...

فرهنگ عمید

تُکمه#NAME?

فرهنگ فارسی

تکمه

قطعۀ کوچکی در انتهای سازهای زهی مانند ویلن که سیم‌ها را به حالت کشیده نگه میدارد

دانشنامه عمومی

چیزی که بر روی لباس دوخته می شود

دُکمه یا تُکمه یا دُگمه از اجزای پوشاک و سایر ملزومات دوختنی و بافتنی ست که برای بستنِ بخشِ بازِ پوشاک و مانند آن به کار می رود.دکمه واژه ای ترکی است.دکمه گویچهٔ کلاه و گریبان و پیراهن و امثال آن است که در مادگی داخل می شود و قطعه ای از پوشاک را به قطعهٔ دیگر می پیوندد.در قدیم تکمه هایی از طلا یا برنج برای پیوند پرده های خیمهٔ جماعت به کار می رفت.دکمه های سرآ...

گویش مازنی

کلید

گویش دزفولی

کلید

گویش اصفهانی

تکیه ای: sedaf / dogma
طاری: dokma
طامه ای: dokma
طرقی: dogma
کشه ای: dokma
نطنزی: dokma

مترادف و متضاد

گره

کلید

تکمه، دگمه

۱. تکمه، دگمه
۲. کلید
۳. گره

knob (اسم)دسته، دستگیره، برجستگی، بر امدگی، گره، دکمه، قبهknop (اسم)لاوک، غنچه، بر امدگی، دکمه، قبه، قلاب نخbutton (اسم)غنچه، تکمه، دکمه، هر چیزی شبیه دکمهgemma (اسم)جوانه، غنچه، دکمه، جرثومه، الفکه، نرم تن یا صدف گرد کوچک خوراکیtuber (اسم)تکمه، دکمه، سیبک، زگیل، برامدگی زگیل مانند، برجستگی قارچ دنبلانtubercle (اس...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دکمه وسیله ای است که در لباس از آن استفاده می شود. از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات نام برده اند.دکمه وسیله ای کوچک از پلاستیک، فلز و مانند آن، که برای به هم بستن قسمتهای مختلف لباس استفاده می کنند.احکام دکمهدکمه و آستین دار بودن کفن مکروه است و در صورت استفاده از لباس شخص به عنوان کفن، دکمه های آن کنده می شود. کسی که برای گذاردن میت در قبر وارد قبر می شود مستحب است دکمه های لباسش با...

فرهنگستان زبان و ادب

{button} [موسیقی] قطعۀ کوچکی در انتهای سازهای زهی مانند ویلن که سیم ها را به حالت کشیده نگه میدارد

کلمات مرتبط

  • دکمه انداز
  • دکمه اور
  • دکمه ای
  • دکمه دار
  • دکمه زنگ اخبار
  • دکمه سردست
  • دکمه فشاری
  • دکمه قابلمه
  • دکمه یا گره سیب زمینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات