Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دونگی

تلفظ بین المللی : /duːnˈeɡi/ تلفظ :‌ [du:n'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دونگی اسلام اباد
  • دونگیانگوسور
  • شهرستان دونگیوان
  • فرودگاه دونگینگ شنگلی
  • بی درنگی
  • دورنگی
  • دوندگی
  • دوندگی کردن
  • دونی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دونگی . (اِ) ناو و قسمی از جهاز کوچک . (ناظم الاطباء).

دونگی. ( اِ ) ناو و قسمی از جهاز کوچک. ( ناظم الاطباء ).دونگی. ( اِخ ) دومین پادشاه از سلسله پادشاهان محلی که در شهر اور بین النهرین در حدود 2450 ق. م. برقرار شده بود. این پادشاه استعمال تیر و کمان رااز سامی ها اقتباس کرد و از این جهت لشکر او قوی گردید و به فتوحاتی نایل شد. ( ایران باستان ج 1 ص 117 )....

فرهنگ فارسی

ناو و قسمی از جهاز کوچک .

کلمات مرتبط

  • دونگی اسلام اباد
  • دونگیانگوسور
  • شهرستان دونگیوان
  • فرودگاه دونگینگ شنگلی
  • بی درنگی
  • دورنگی
  • دوندگی
  • دوندگی کردن
  • دونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات