معانی کلمه : دونی
لغت نامه دهخدا
دونی . (حامص ) غفلت و بی اعتنایی . (ناظم الاطباء). || (اِ) کشتی دراز تیزرو است . (ناظم الاطباء). دونیج .
دونی . (حامص ) پستی و حقارت و فرومایگی و فروتنی . (ناظم الاطباء). دنائت . خست . خساست . پستی . ناکسی . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دون شود.
فرهنگ فارسی
غفلت و بی اعتنایی .
دانشنامه عمومی
واژه ای است لری در حالت امر به معنی ایا می دانی است در حالت مضارع به معنی می دانی است
گویش مازنی
بسته ی پارچه ای – بقچه
/davenni/ بسته ی پارچه ای – بقچه
مترادف و متضاد
پستی، خواری، دنائت، سفلگی
