Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوش انداز

تلفظ بین المللی : /dˈuːʃ ˈaːndˈɑz/ تلفظ :‌ [d'u:S 'a:nd'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دور انداز
  • اندازه گیری از دور
  • چیز دور انداخته
  • دور انداختن
  • دور هم انداخته
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • دندانی را که درد می کند باید کند انداخت دور
  • دور انداختنی
  • اندالوسیا وال دو کائوکا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوش انداز. [ اَ ] ( اِ مرکب ) رداء. ( ملخص اللغات حسن خطیب ). قبا و جامه ای که بر دوش اندازند. جامه که بر دوکتف افکنند چنانکه شنل و عبا و جز آن.

فرهنگ فارسی

ردائ . قبا و جامه که بر دوش اندازند.

کلمات مرتبط

  • دور انداز
  • اندازه گیری از دور
  • چیز دور انداخته
  • دور انداختن
  • دور هم انداخته
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • دندانی را که درد می کند باید کند انداخت دور
  • دور انداختنی
  • اندالوسیا وال دو کائوکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات