Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دور انداز

تلفظ بین المللی : /dˈuːr ˈaːndˈɑz/ تلفظ :‌ [d'u:R 'a:nd'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اندازه گیری از دور
  • باد در خیشوم انداز
  • چیز دور انداخته
  • دور انداختن
  • دور هم انداخته
  • دندانی را که درد می کند باید کند انداخت دور
  • دوش انداز
  • دور انداختنی
  • چهره هایی در یک چشم انداز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دورانداز. [ اَ ] ( نف مرکب ) که دور اندازد. آنکه یا آنچه چیزی را به مسافت دور بیندازد چنانکه کمان تیر را. ( از یادداشت مؤلف ): نضیحة. ( منتهی الارب ). مطحر. طحور؛ کمان دورانداز. ( منتهی الارب ) :
تا نبیند دل دهنده راز را
تا نبیند تیر دورانداز را.
مولوی.
رجوع به دورانداختن شود.

فرهنگ فارسی

که دور اندازد .

کلمات مرتبط

  • اندازه گیری از دور
  • باد در خیشوم انداز
  • چیز دور انداخته
  • دور انداختن
  • دور هم انداخته
  • دندانی را که درد می کند باید کند انداخت دور
  • دوش انداز
  • دور انداختنی
  • چهره هایی در یک چشم انداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات