معانی کلمه : دوزبانی
لغت نامه دهخدا
دوزبانی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) دارای دو زبان بودن. || منافقی و ریاکاری و نفاق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دوزبان شود.
فرهنگ فارسی
دارای دو زبان بودن .
مترادف و متضاد
bilingual (صفت)
دوزبانی، بدو زبان نوشته شده، متلکم بدو زبان
