Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوال کشیدن

تلفظ بین المللی : /davˈɑl keʃˈidan/ تلفظ :‌ [dav'Al keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دوال
  • دُوال
  • دوال باز
  • دوال پا
  • دُوال پا
  • دوال انداز
  • دوال بازی
  • دوال پا ی
  • دوال پای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوال کشیدن. [ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بستن به دوال. ریسمان پیچ کردن. طناب پیچ کردن :
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بی همال.
فردوسی.
یکایک همان گرد کهتر به سال
ز سر تا بپایش کشیدی دوال.
فردوسی.
کشیدش سراپای یکسر دوال
بسان یکی مرغ بی پر و بال.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

بستن به دوال . ریسمان پیچ کردن .

کلمات مرتبط

  • دوال
  • دُوال
  • دوال باز
  • دوال پا
  • دُوال پا
  • دوال انداز
  • دوال بازی
  • دوال پا ی
  • دوال پای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات