معانی کلمه : دوال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تسمه.
۲. تسمۀ ستبر.
۳. تسمۀ رکاب.
۴. تسمۀ کمر، کمربند: ز سنگ سپهدار و هنگ سوار / نیامد دوال کمر پایدار (فردوسی: ۱/۳۴۸ ).
۵. تازیانه که از چرم بافته شود.
۶. تسمۀ چرمی که با آن طبل بنوازند.
۲. تسمۀ ستبر.
۳. تسمۀ رکاب.
۴. تسمۀ کمر، کمربند: ز سنگ سپهدار و هنگ سوار / نیامد دوال کمر پایدار (فردوسی: ۱/۳۴۸ ).
۵. تازیانه که از چرم بافته شود.
۶. تسمۀ چرمی که با آن طبل بنوازند.
فرهنگ معین
پا ( ~.) (ص مر.) کسی که پاهایش لاغر و دراز مانند دوال باشد.
(دَ) [ په . ] (اِ.) 1 - تسمه . 2 - تازیانة چرمی . ؛ بر طبل کسی ~ زدن کنایه از: از شهرت کسی استفاده کردن .
پا ( ~. ) (ص مر. ) کسی که پاهایش لاغر و دراز مانند دوال باشد.
(دَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - تسمه . ۲ - تازیانة چرمی . ، بر طبل کسی ~ زدن کنایه از: از شهرت کسی استفاده کردن .
(دَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - تسمه . ۲ - تازیانة چرمی . ، بر طبل کسی ~ زدن کنایه از: از شهرت کسی استفاده کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ریسمان یا تسمه یا زنجیری که برای بلند کردن بار به دور آن حلقه میشود
دوبال، تسمه، تسمه ستبر، تسمه رکاب، تسمه کمر
( اسم ) تسمه ( رکاب کمر و غیره ) . ۲ - تسمه چرمی که بدان طبل و کوس نوازند . ۳ - تازیانه چرمین . ۴ - پوست جانوران چرم . ۵ - حیله مکر . ۶ - کمندهایی که در طرحهای اسلیمی در قالی و پارچه ها و شالها اندازند و آن در اصل نقش پیچ و خم اژدها بوده است .
( اسم ) تسمه ( رکاب کمر و غیره ) . ۲ - تسمه چرمی که بدان طبل و کوس نوازند . ۳ - تازیانه چرمین . ۴ - پوست جانوران چرم . ۵ - حیله مکر . ۶ - کمندهایی که در طرحهای اسلیمی در قالی و پارچه ها و شالها اندازند و آن در اصل نقش پیچ و خم اژدها بوده است .
واژه نامه بختیاریکا
( دَوال ) بار؛ مرتبه
دِیال
دِیال
فرهنگستان زبان و ادب
{sling, rope sling} [حمل ونقل دریایی] ریسمان یا تسمه یا زنجیری که برای بلند کردن بار به دور آن حلقه می شود
