کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دو پوست
تلفظ بین المللی :
/dˈo pˈuːst/
تلفظ :
[d'o p'u:st]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خانه دو پوسته
نماهای دو پوسته
تپه میان دو زمین پست
افتاب پرست دو شاخ غرب اوسامبارا
دوپوسته
دوپوست شدگی
دوپوست شدگی روکش
دوپوستگی
دوپوست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دوپوست. [ دُ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) دوپوس. ( ناظم الاطباء ). دوپوسته. پوستی روی پوست دیگر. پوست بر پوست. با دو جدار یا با دو پوشش. رجوع به دوپوس شود.
فرهنگ فارسی
دو پوسته .
کلمات مرتبط
خانه دو پوسته
نماهای دو پوسته
تپه میان دو زمین پست
افتاب پرست دو شاخ غرب اوسامبارا
دوپوسته
دوپوست شدگی
دوپوست شدگی روکش
دوپوستگی
دوپوست
نظرات