معانی کلمه : دوپوسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آنچه دارای دو پوست باشد.
۲. [مجاز] سخن مبهم، سخنی که دو معنی ضد و نقیض از آن استنباط شود.
۲. [مجاز] سخن مبهم، سخنی که دو معنی ضد و نقیض از آن استنباط شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) دو چبز بهم پیوسته دو شئ ملصق بیکدیگر . ۲ - ( اسم ) کاغذ کلفتی که بتوان آنرا از وسط برید و تبدیل بدو ورق کرد .
