Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دو برادران

تلفظ بین المللی : /dˈo bˌarɑdˈarɑn/ تلفظ :‌ [d'o b,aRAd'aRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تپه دو برادران
  • واپسین بادبان کشتی دو دگلی
  • اب باران دو
  • دوبرادران
  • قنات دوبرادران تربت جام
  • محوطه دوبرادران نورده
  • دو
  • دٔو
  • دو اتشه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوبرادران. [ دُ ب َ دَ ] ( اِ مرکب ) نوعی مرغ شکاری. دو مرغند شکاری کوچکتر از عقاب و دوبرادران به سبب آن گویند که یکی چون قصد صیدی کند اگر عاجز شود دیگری به مدد او آید. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). زمج. ( تهذیب ). زمج. پرنده ای است کوچکتر از عقاب و در سینه آن سرخی است و عجم آن را «براز» و به قول ازهری «دوبرادران » گوید و وجه تسمیه آن بدین سبب است که وقتی از شکار عاجز شدبرادرش در گرفت...

فرهنگ عمید

دو ستارۀ روشن در صورت فلکی دب اصغر، فرقدان، فرقدین.

فرهنگ معین

(دُ. بَ دَ ) (اِمر. ) دو ستارة روشن که بر سینة دب اصغر است ، فرقدان .

فرهنگ فارسی

دوستاره روشن که بر سینه دب اصغر است فرقدان .
فرقدان . دو ستار . روشنی را گویند .

کلمات مرتبط

  • تپه دو برادران
  • واپسین بادبان کشتی دو دگلی
  • اب باران دو
  • دوبرادران
  • قنات دوبرادران تربت جام
  • محوطه دوبرادران نورده
  • دو
  • دٔو
  • دو اتشه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات