Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دو

تلفظ بین المللی : /dˈo/ تلفظ :‌ [d'o]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دٔو
  • دو اتشه کردن
  • دو اتمی
  • دو ارز
  • دو ارزشی
  • دو اسبه
  • دو انتهایی
  • دو بار تولید کردن
  • دو بار چاپ کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دو. (اِ) دوغ (در دیلمان و رشت ). (یادداشت مؤلف ). مخفف دوغ . (لغت شوشتر).

دو. [ دَ وِن ْ ] (ع ص ) دَوی . بیمار: رجل دو؛ مرد بیمار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)

دو. [ دَوو ] (ع اِ) بیابان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (غیاث ) (آنندراج ). بیابان ودشت . || میدان وسیع. (از ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

عدد اصلی بعد از یک.

نوبت؛ نوبت بازی؛ نوبت قمار.

۱. = دویدن۲. (ورزش) از رشته‌های ورزشی دوومیدانی.۳. دونده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پردو، کم‌دو، نیک‌دو.⟨ دو استقامت: (ورزش) دویدن به مسافت ۱۵۰۰ متر یا بیشتر که قدرت و استقامت لازم دارد.⟨ دو امدادی: (ورزش) دویدن چند تن با معاونت یکدیگر.⟨ دو سرعت: (ورزش) دویدن به مسافت ۱۰۰ یا ۲۰۰ یا ۴۰۰ متر.⟨ دو ماراتن: (ورزش) دویدن به مسافت حدود ۴۲ کیلومتر....

فرهنگ معین

چند (دُ. چَ) (ق مر.) مضاعف ، دو برابر.

( ~.) (اِمص .) راه رفتن به سرعت ، دویدن .

(دُ)(اِ.)نوبت ، نوبت بازی در قمار و مانند آن .

رنگ (دُ رَ) (ص مر.) 1 - هر چیزی که دارای دو رنگ باشد، ابلق . 2 - منافق ، مزور.

زانو شدن (دُ. شُ دَ) (مص ل .) کنایه از: مؤدبانه نشستن در برابر کسی که مقام بالاتری دارد. مقابلِ مربع نشستن .

چند (دُ. چَ ) (ق مر. ) مضاعف ، دو برابر. ( ~. ) (اِم...

دانشنامه آزاد فارسی

دو (دپارتمان). دو (دِپارتمان)(Doubs)ولایتی در ناحیۀ فرانش کنته، در فرانسه، با ۵,۲۲۸ کیلومتر مربع مساحت و ۴۸۵,۲۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۰). به سه ناحیه تقسیم می شود. جلگههای بین رودهای اونیون و دو بسیار حاصل خیزند و در آن ها گندم، جو دوسر و سایر حبوبات، همچنین سبزی، میوه، شاهدانه و انگور تولید می شود. از فلات مرکزی بیشتر به منزلۀ چراگاه های دام استفاده می شود. بخش های کوهستانی، که چهار جادۀ فرعی ژورا از ...

فرهنگ فارسی

نقاش هلندی ( و.لیدن ۱۶۱۳ - ف. ۱۶۷۵م. ) سازنده (( زن مستسقی ) ) ( لورا ) طباخه هلندی و صحنه های خانوادگی دیگر .
( اسم ) نوبت ( بازی قمار و غیره )
بیمار رجل دو مرد بیمار .

دانشنامه عمومی

دو (با تلفظِ dow) یا دویدن(با تلفظِ dowidan) نوعی حرکت در جانوران گوناگون است. پستانداران، پرندگان و خزندگان توانایی حرکت سریع دارند که به آن «دویدن» گفته می شود. همچنین، دو به دسته ای عمده از ورزش های دو و میدانی گفته می شود که ورزشکاران در آن به شیوه های گوناگون می دوند.دو سرعت مسافت های ۴۰۰ متر و کمتر (در المپیک در سه مسافتِ ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر انجام می شود).دو نیمه استقامت دوهای بالای ۴...

گویش مازنی

۱پرپشت ۲باشد

۱دوغ – آب دوغ۲دویدن

۱دیو ۲لیاقت – شایستگی

/doo/ دوغ – آب دوغ - دویدن & دیو - لیاقت – شایستگی & پرپشت - باشد

گویش اصفهانی

تکیه ای: do
طاری: do
طامه ای: do
طرقی: do
کشه ای: do
نطنزی: do

گویش بختیاری

دوغ.

مترادف و متضاد

دور، نوبت

تاخت، خیز، کورس

۱. تاخت، خیز، کورس
۲. دور، نوبت

twain (صفت)
دو

two ()
دو

واژه نامه بختیاریکا

( دَو ) ( معن ) ؛ به دَو ( دُو ) بار؛ وعده ( دَو ) به دَو نُهادِن ( دَو ) به دَوجو دو ( دُو ) دان؛ دام؛ محل دوشیدن؛ شیر گوسفندان ( دُو ) دانه؛ بذردوغ ( دَو ) دویدن؛ سرعت ( دَو ) مراسم ( اعم از جشن یا رحلت ) ؛ ( دَو ) مرتبه؛ نوبت؛ وعده ( دَو ) میدان؛ عرصه؛ صحنه...

کلمات مرتبط

  • دٔو
  • دو اتشه کردن
  • دو اتمی
  • دو ارز
  • دو ارزشی
  • دو اسبه
  • دو انتهایی
  • دو بار تولید کردن
  • دو بار چاپ کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات