معانی کلمه : دهانک
لغت نامه دهخدا
دهانک. [ دَ ن َ ] ( اِ مصغر ) دهان خرد. || ( اصطلاح جانورشناسی ) نام سوراخ بزرگی است در انتهای آزاد اسفنج که آب را به وسیله سوراخهای بوینده می گیرد و از دهانک بیرون می ریزد. ( از جانورشناسی عمومی دکتر فاطمی ص 233 و 335 ).
فرهنگ فارسی
دهان خرد .
مترادف و متضاد
nozzle (اسم)
پوزه، بینی، دهانک، سر لوله اب
