Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دماغ داشتن

تلفظ بین المللی : /damˈɑq1 dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [dam'Aq1 d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باد دماغ داشتن
  • داغ بر دل یا جگر داشتن
  • داغ داشتن
  • دماغ
  • دماغ گرفتن
  • دماغ پرور
  • دماغ دار
  • دماغ بسوزیین
  • دماغ تردمه بیجنه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دماغ داشتن. [ دَ /دِ ت َ ] ( مص مرکب ) مست و سرخوش بودن و حالت نشاط داشتن. ( ناظم الاطباء ). || حوصله و تحمل داشتن. طاقت و توان داشتن. ( یادداشت مؤلف ) : تو اگر دماغ داری گل نسبتی بکن بوبه ازین نچیده باشی گل باغ آشنایی.ملا نسبتی ( از آنندراج ).دلم گرفته به حدی که میل باغ ندارم به قدر آنکه بچینم گلی دماغ ندارم.؟ ( از یادداشت مؤلف ).- دل و دماغ داشتن ؛ نشاط و حوصله داشتن. حال و حالت داشتن. ( یاددا...

فرهنگ فارسی

مست و سر خوش بودن و حالت نشاط داشتن .

کلمات مرتبط

  • باد دماغ داشتن
  • داغ بر دل یا جگر داشتن
  • داغ داشتن
  • دماغ
  • دماغ گرفتن
  • دماغ پرور
  • دماغ دار
  • دماغ بسوزیین
  • دماغ تردمه بیجنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات