معانی کلمه : دلپذیری
لغت نامه دهخدا
دلپذیری. [ دِ پ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت دلپذیر. مطبوع بودن. مرغوب بودن.دلخواه بودن. دلنشین بودن. محبوب بودن :
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد.
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت دلپذیر
