Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل ربودن

تلفظ بین المللی : /dˈel robˈuːdan/ تلفظ :‌ [d'el Rob'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دو دل بودن
  • در دل اشوب بودن
  • دل اشوب بودن
  • دل بی قرار بودن
  • بارام دل بودن
  • دل بودنی
  • درربودن
  • دل
  • دَل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دل ربودن. [ دِ رُ دَ ] ( مص مرکب ) ربودن دل. فریفته کردن. شیفته کردن. عاشق ساختن : چو نوبت داشت در خدمت نمودن برون زد نوبتی در دل ربودن.نظامی.وفاو عهد نمودی دل سلیم ربودی چو خویشتن به تو دادم تو میل بازگرفتی.سعدی.ای دل ربوده از بر من حکم از آن تست گر نیز گوئیم به مثل ترک جان بگوی.سعدی.نه این نقش دل می رباید ز دست دل آن می رباید که این نقش بست.سعدی.ربوده ست خاطرفریبی دلش فرورفته پای نظر در گلش.سعدی...

فرهنگ فارسی

ربودن دل . فریفته کردن .

کلمات مرتبط

  • دو دل بودن
  • در دل اشوب بودن
  • دل اشوب بودن
  • دل بی قرار بودن
  • بارام دل بودن
  • دل بودنی
  • درربودن
  • دل
  • دَل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات