Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دعوی اوردن

تلفظ بین المللی : /dˈaʔvɑ ovˈordan/ تلفظ :‌ [d'a?vA ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دعوی آوردن
  • دعوی
  • دعوی دروغ
  • دعوی قضایی
  • دعوی کردن
  • دعوی کرد
  • دعوی دار
  • دعوی داری
  • دعوی داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دعوی آوردن ) دعوی آوردن. [ دَع ْ وی وَ دَ ] ( مص مرکب ) ادعا کردن :
وگر دعوی آرم به پیغمبری
چه حجت کند خلق را رهبری.
نظامی.
نقض همت بین که از میدان نزهتگاه حشر
شکر قاتل برده و دعوی خون آورده ام.
طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( دعوی آوردن ) ادعا کردن .

کلمات مرتبط

  • دعوی آوردن
  • دعوی
  • دعوی دروغ
  • دعوی قضایی
  • دعوی کردن
  • دعوی کرد
  • دعوی دار
  • دعوی داری
  • دعوی داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات