کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دستوان | کلماتور
معانی کلمه : دستوان
تلفظ بین المللی :
/dastˈuːɑn/
تلفظ :
[dast'u:An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
دستوانه
دستوانی
رستم دستان
صفحۀ دستوارگی
عنصر دستوارگی
گسترۀ دستان
گیتار دستانه ای
محور دستوارگی
مرکز دستوارگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
دستوان. [ دَس ْت ْ ] ( اِ مرکب ) دستبان. ساعدبند. ساعدی آهنین که روز جنگ دردست کنند. دستانه. دستوانه. رجوع به دستوانه شود.
فرهنگ عمید
۱. = دستبند
۲. دستکش.
۳. قطعۀ آهن به اندازۀ ساعد که در قدیم هنگام جنگ به دست می بستند، ساعدبند.
۴. مسند و صدر مجلس.
کلمات مرتبط
دستوانه
دستوانی
رستم دستان
صفحۀ دستوارگی
عنصر دستوارگی
گسترۀ دستان
گیتار دستانه ای
محور دستوارگی
مرکز دستوارگی
نظرات