Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست زده

تلفظ بین المللی : /dˈast zˈadeː/ تلفظ :‌ [d'ast z'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دست ب کمر زده
  • دست زد
  • دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
  • دسته زبده و کار ازموده
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
  • دست انداختن شخص
  • دست انداختن و متلک گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست زده. [ دَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به چنگ گرفته. || فتح شده. || بیخته شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دست زدن شود. || ربوده شده. ( ناظم الاطباء ). || مس کرده. مس شده. ممسوس : از علوم شرع بی بهره مانده ، مشتی جاهل دست زده شیطان. ( اسرارالتوحید ص 305 ). پس چون آن الفاظ از کثرت استعمال دست زده و پای مال شده است... ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 174 ).

فرهنگ فارسی

به چنگ گرفته یا فتح شده یا بیخته شده یا ربوده شده .

کلمات مرتبط

  • دست ب کمر زده
  • دست زد
  • دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
  • دسته زبده و کار ازموده
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
  • دست انداختن شخص
  • دست انداختن و متلک گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات