کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دست برداشتن از
تلفظ بین المللی :
/dˈast bardˈɑʃtan ˈaz/
تلفظ :
[d'ast baRd'AStan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دست از سر کسی برداشتن
دست از سر کچل برداشتن
دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
دست از دامن برداشتن
دست برداشتن
با یک دست نمی شود دو تا هندوانه برداشت
دست بداشتن
دست بازداشتن
دست برتافتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
give up
(فعل)
ترک کردن، تسلیم کردن، منصرف شدن، ول کردن، دست برداشتن از
desist
(فعل)
دست کشیدن، دست برداشتن از، باز ایستادن، خودداری کردن
کلمات مرتبط
دست از سر کسی برداشتن
دست از سر کچل برداشتن
دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
دست از دامن برداشتن
دست برداشتن
با یک دست نمی شود دو تا هندوانه برداشت
دست بداشتن
دست بازداشتن
دست برتافتن
نظرات