Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست بداشتن

تلفظ بین المللی : /dˈast bedˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [d'ast bed'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دست برداشتن از
  • دس بداشتن
  • دست برداشتن
  • دست از سر کسی برداشتن
  • دست از سر کچل برداشتن
  • دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
  • دست از دامن برداشتن
  • دست بازداشتن
  • دست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست بداشتن. [ دَ ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) رفض. ترک. رها کردن. ترک گفتن. یله کردن. دست کشیدن از. رهایی دادن. واگذاشتن. واگذاردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). اسواء. اصحاب.تخلیة. ( تاج المصادر بیهقی ). تودیع. رفض. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). نسی. نسیان. ( دهار ). ترک. دست برداشتن : عیال و بنه سبکری به رام هرمز نزدیک محمدبن جعفر البرتانی گروگان بود... عیال او را دست بداشتند. ( تاریخ سیستان ). امیرالمؤم...

فرهنگ فارسی

رفض ترک رها کردن ترک گفتن

کلمات مرتبط

  • دست برداشتن از
  • دس بداشتن
  • دست برداشتن
  • دست از سر کسی برداشتن
  • دست از سر کچل برداشتن
  • دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
  • دست از دامن برداشتن
  • دست بازداشتن
  • دست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات