دریغ داشتن. [ دِ / دَ ت َ ] ( مص مرکب ) بازداشتن و منع کردن و رد کردن و ابا کردن و امتناع نمودن و امساک کردن و نگاه داشتن. ( ناظم الاطباء ). مضایقه نمودن. ( آنندراج ). مضایقه کردن. مضایقه داشتن. مضایقت کردن : گر ایدون که از من نداری دریغیکی باره با جوشن و ترگ و تیغ.فردوسی.گه بزم زرّ و گه رزم تیغز جوینده هردو ندارد دریغ.فردوسی.اگر دیده خواهد ندارم دریغکه دیده به از گنج و دینار و تیغ.فردوسی.به تیر و...
فرهنگ معین
( ~. تَ ) (مص م . ) مضایقه کردن چیزی از کسی .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مضایقه کردن چیزی را از کسی رد کردن تقاضای کسی امتناع نمودن . باز داشتن و منع کردن و رد کردن و ابا کردن و امتناع نمودن و امساک کردن و نگاهداشتن .
مترادف و متضاد
spare(فعل)
بخشیدن، چشم پوشیدن از، دریغ داشتن، برای یدکی نگاه داشتن، در ذخیره نگاه داشتن
withhold(فعل)
منع کردن، نگاه داشتن، خودداری کردن، دریغ داشتن، مضایقه داشتن