Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ درزدن

تلفظ بین المللی : /darˈazdan/ تلفظ :‌ [daR'azdan]
لغت نامه دهخدا
  • درزدن انتاریو
  • درزدن تنسی
  • چنگ درزدن
  • چنگال درزدن
  • درزدنکو
  • شهرستان ستژلتس درزدنکو
  • گمینا درزدنکو
  • زمین دریدن
  • فرو دریدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

درزدن . [ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) زدن . ضرب : ای خردمند هوش دار که خلق بس به اسداس در زدند اخماس . ناصرخسرو.به قندیل قدیمان در زدن سنگ به کالای یتیمان برزدن چنگ . نظامی .- آتش درزدن ؛ آتش افروختن : گویی که در زدند هزاران جای آتش بگرد خرمن نیلوفر. ناصرخسرو.گفتند یا موسی فلان گیاه بیاور و آتش درزن تا آن گوساله سوخته شود. (قصص الانبیاء ص 115).گفتم آتش درزنم آفاق راگفت سعدی درنگیرد با منت . سعدی .- چنگ...

کلمات مرتبط

  • درزدن انتاریو
  • درزدن تنسی
  • چنگ درزدن
  • چنگال درزدن
  • درزدنکو
  • شهرستان ستژلتس درزدنکو
  • گمینا درزدنکو
  • زمین دریدن
  • فرو دریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات