Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دراموختن

تلفظ بین المللی : /darˈɑmuːxˌatan/ تلفظ :‌ [daR'Amu:x,atan]
لغت نامه دهخدا
  • درآموختن
  • رنگ درامیختن
  • با رمز درامیختن
  • درآمیختن
  • درامیختن
  • رنگ درآمیختن
  • درآموخته
  • درآویختن
  • دراویختن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( درآموختن ) درآموختن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) آموختن. آموزاندن. یاد دادن. تعلیم. ( دهار ) : مرا باید بچشم آتش برافروخت به آتش سوختن باید درآموخت.نظامی.ستون سرو را رفتن درآموخت چو غنچه تیز شد چون گل برافروخت.نظامی.خردمند ازو دیده بردوختی یکی حرف در وی نیاموختی.سعدی.رجوع به درآموزاندن و آموختن شود. || آموختن. آموزیدن. فراگرفتن. یاد گرفتن. تعلم : سوی عالم آمد رخ افروخته همه علم عالم درآموخته.نظامی.چه...

کلمات مرتبط

  • درآموختن
  • رنگ درامیختن
  • با رمز درامیختن
  • درآمیختن
  • درامیختن
  • رنگ درآمیختن
  • درآموخته
  • درآویختن
  • دراویختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات