معانی کلمه : درامیختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( درآمیختن ) ۱. مخلوط کردن، درهم ساختن.
۲. (مصدر لازم ) مخلوط شدن، آمیزش پیدا کردن.
۲. (مصدر لازم ) مخلوط شدن، آمیزش پیدا کردن.
فرهنگ فارسی
( در آمیختن ) ۱ - ( مصدر ) مخلوط شدن . ۲ - موانست کردن موافقت کردن . ۳ - ( مصدر ) مخلوط کردن .
مترادف و متضاد
commix (فعل)
مخلوط کردن، بهم ریختن، درامیختن
