کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در وقت مناسب
تلفظ بین المللی :
/dˈar vˈaq1t monˈɑseb/
تلفظ :
[d'aR v'aq1t mon'Aseb]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کار در وقت غیر مناسب
در وقت
حضور در همه جا در یک وقت
در تمام وقت
در یک وقت واقع شونده
واقع شونده در یک وقت
در اسرع وقت
ازدواج در وقت اضافه
زبان حال یک الاغ در وقت مرگ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
well-timed
(صفت)
بجا، بموقع، بهنگام، بمورد، در وقت مناسب
کلمات مرتبط
کار در وقت غیر مناسب
در وقت
حضور در همه جا در یک وقت
در تمام وقت
در یک وقت واقع شونده
واقع شونده در یک وقت
در اسرع وقت
ازدواج در وقت اضافه
زبان حال یک الاغ در وقت مرگ
نظرات