Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : در غلطیدن

تلفظ بین المللی : /dˈar q1ˌalatˈidan/ تلفظ :‌ [d'aR q1,alat'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • در غلتیدن
  • درغلطیدن
  • درغلتیدن
  • در
  • دَر
  • دَرَ
  • دُرّ
  • دِرّ
  • در اب راه رفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درغلطیدن. [ دَ غ َ دَ] ( مص مرکب ) درغلتیدن. غلتیدن. غلطیدن :
چو می خوردیم درغلطیم هر یک با نگارینی
چو برخیزیم گرد آییم زیر کله حجله.
فرخی.
زمین چون گوی فصادان که درغلطد به خون اندر.
( از سندبادنامه ص 16 ).
رجوع به درغلطیدن و غلطیدن شود.

فرهنگ فارسی

درغلتیدن غلتیدن غلطیدن

کلمات مرتبط

  • در غلتیدن
  • درغلطیدن
  • درغلتیدن
  • در
  • دَر
  • دَرَ
  • دُرّ
  • دِرّ
  • در اب راه رفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات