Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داوری افتادن

تلفظ بین المللی : /dɑvˈari oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [dAv'aRi oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داوری
  • داوری ضد کرم
  • داوری کردن
  • داوری اردکانی رضا
  • داوری شیرازی محمد
  • داوری مازندرانی مهدی
  • داوری خانه
  • داوری گاه
  • داوری افکندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

داوری افتادن. [ وَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) داوری واقع شدن. منازعه بپا شدن. داوری خاستن. رجوع به داوری شود :
پیش داوربردم او را فتنه شد داور برو
تا ز رشکش داوری افتاد با داور مرا.
نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

داوری واقع شدن

کلمات مرتبط

  • داوری
  • داوری ضد کرم
  • داوری کردن
  • داوری اردکانی رضا
  • داوری شیرازی محمد
  • داوری مازندرانی مهدی
  • داوری خانه
  • داوری گاه
  • داوری افکندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات