Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دالان دار

تلفظ بین المللی : /dˈɑlɑn dˈɑr/ تلفظ :‌ [d'AlAn d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گور دالان دار
  • گور دالان دار بزرگ
  • گور دالان دار چندحجره ای
  • گور دالان دار کوچک
  • دالان داری
  • وابسته به خرطوم داران عاج دار
  • دالون دار
  • نیم بالان توری دار
  • روزن داران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دالاندار. ( نف مرکب ) خداوند و مالک و دارنده دالان. حافظ دالان ، و دالان بازار تنگ است که بردوسو دکان دارد. نگهبان سرا یا تیمچه یا بازار تنگ سرپوشیده ، مناسبت آنکه مقیم دالان کاروانسرا و تیمچه و بازار است و خروج اشخاص و اجناس را مراقبت دارد.

فرهنگ عمید

نگهبان کاروان سرا که در دالان کاروان سرا می نشیند و مراقب ورود و خروج مردم و اجناس است، سرایدار.

فرهنگ معین

(ص فا. ) محافظ کاروانسرا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) محافظ کاروانسرا سرایدار کاروانسرا .

کلمات مرتبط

  • گور دالان دار
  • گور دالان دار بزرگ
  • گور دالان دار چندحجره ای
  • گور دالان دار کوچک
  • دالان داری
  • وابسته به خرطوم داران عاج دار
  • دالون دار
  • نیم بالان توری دار
  • روزن داران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات