کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داغ-و-دود | کلماتور
معانی کلمه : داغ و دود
تلفظ بین المللی :
/dˈɑq1 vˈa dˈuːd/
تلفظ :
[d'Aq1 v'a d'u:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ستد و داد
با جیغ و داد و بازی کردن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
داد و بیداد
داد و بیداد راه انداختن
داد و بیداد کردن
داد و بیداد کن
داد و ستد
داد و ستد ارتباط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داغ و دود. [ غ ُ ] ( ترکیب عطفی ) درد و رنج و غم :
همی گفت هرکس که شاها چه بود
که روشن دلت شد پر از داغ و دود.
فردوسی.
کزایدر بایوان خرامید زود
مدارید بر دل ز ما داغ و دود.
فردوسی.
رجوع به داغ و رجوع به دود و رجوع به ترکیبات داغ شود.
فرهنگ فارسی
از اتباع است
کلمات مرتبط
ستد و داد
با جیغ و داد و بازی کردن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
داد و بیداد
داد و بیداد راه انداختن
داد و بیداد کردن
داد و بیداد کن
داد و ستد
داد و ستد ارتباط
نظرات