داد و بیداد. [ دُ ] ( ترکیب عطفی ،اِ مرکب ) رجوع به داد و رجوع به بیداد شود. || عدل و جور. انصاف و ظلم. || داد و فریاد در تداول عوام ، هیاهو. جار و جنجال بپا کردن.
uproar (اسم)غوغا، داد و بیداد، همهمه، غریو، بلوا، شورش، هنگامهriot (اسم)غوغا، اشوب، داد و بیداد، یاغیگری، فتنه، بلوا، طغیان، شورشsquabble (اسم)ستیزه، داد و بیداد، بحث، نزا مختصرhubbub (اسم)غوغا، هیاهو، داد و بیداد، جنجالbroil (اسم)مشاجره، داد و بیدادbawl (اسم)داد و بیداد، گریه، فریادrampage (اسم)خشم، داد و بیدادscrimmage (اسم)غوغ...