Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داغ دیدن

تلفظ بین المللی : /dˈɑq1 dˈidan/ تلفظ :‌ [d'Aq1 d'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات
  • داغ کسی را دیدن
  • داغ دیده
  • دیانت دار
  • دیده دار
  • داد دادن
  • داو دادن
  • اوار به داس دادن
  • داد سخن دادن
  • دغا دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات

لغت نامه دهخدا

داغ دیدن. [ دَ ] ( مص مرکب )مردن کسان و خویشان خاصه فرزند. مرگ فرزند یا دیگر اقربا دیدن. مردن عزیزی چون فرزند یا برادر و امثال آن. مصاب شدن بمرگ فرزندی یا خویشی. داغ فرزند دیدن.بمصیبت مرگ فرزند دچار شدن. مصاب بمرگ فرزند شدن.

فرهنگ معین

(دَ ) (مص ل . ) مصیبت دیدن ، سوگوار شدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مرگ عزیزی را دیدن از فوت خویشاوندی غصه دار شدن .

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> داغ دیدن
دچار اندوه مرگ عزیزی شدن
مثال:
الهی داغ نینی، جوون !

کلمات مرتبط

  • داغ کسی را دیدن
  • داغ دیده
  • دیانت دار
  • دیده دار
  • داد دادن
  • داو دادن
  • اوار به داس دادن
  • داد سخن دادن
  • دغا دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات