Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داغ بناگوش

تلفظ بین المللی : /dˈɑq1 benˈɑɡuːʃ/ تلفظ :‌ [d'Aq1 ben'Agu:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داغ
  • داغ زدن
  • داغ ننگ
  • داغ ننگ زدن بر
  • داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
  • داغ کردن یا شدن
  • داغ دیدن
  • داغ و درفش
  • داغ کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

داغ بناگوش. [ ب ُ ] ( ص مرکب ) که بناگوش وی داغ شده باشد. که بناگوش وی بآهن تفته داغ کرده باشند.

فرهنگ فارسی

که بنا گوش وی داغ شده باشد

کلمات مرتبط

  • داغ
  • داغ زدن
  • داغ ننگ
  • داغ ننگ زدن بر
  • داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
  • داغ کردن یا شدن
  • داغ دیدن
  • داغ و درفش
  • داغ کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات