کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دارویی کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑruːˌiː kˈardan/
تلفظ :
[d'ARu:,i: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دورویی کردن
بوسیله خط دارای فاصله کردن
دارای ابزار کردن
دارای اثاثه کردن
دارای اثر مجاورتی کردن
دارای اسباب و لوازم کردن
دارای استحکامات کردن
دارای استعداد کردن
دارای اماس کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
medicate
(فعل)
شفاء دادن، مداوا کردن، دارویی کردن
کلمات مرتبط
دورویی کردن
بوسیله خط دارای فاصله کردن
دارای ابزار کردن
دارای اثاثه کردن
دارای اثر مجاورتی کردن
دارای اسباب و لوازم کردن
دارای استحکامات کردن
دارای استعداد کردن
دارای اماس کردن
نظرات