کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دارای اثاثه کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑrˈɑje ˈaːsˈɑseː kˈardan/
تلفظ :
[d'AR'Aje 'a:s'Ase: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اثاثه یا لوازم داخلی
دارای
دارای ابرهای تیره و پر رعد و برق
دارای ابرو و پیشانی بلند
دارای ابزار کردن
دارای ابعاد متعدد
دارای ابعاد مساوی
دارای ابهام
دارای اتفاق اراء
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
furnish
(فعل)
تهیه کردن، مجهز کردن، مزین کردن، مبله کردن، دارای اثاثه کردن
کلمات مرتبط
اثاثه یا لوازم داخلی
دارای
دارای ابرهای تیره و پر رعد و برق
دارای ابرو و پیشانی بلند
دارای ابزار کردن
دارای ابعاد متعدد
دارای ابعاد مساوی
دارای ابهام
دارای اتفاق اراء
نظرات