کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : داد داشتن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑd dˈɑʃtan/
تلفظ :
[d'Ad d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
درد یا کسالتی داشتن
درد داشتن
داغ بر دل یا جگر داشتن
داغ داشتن
دام داشتن
یک کشور دوست داشتنی وجود دارد
اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشد به ساعتی شوهر می دهد
امازون دات کام
سپنت دات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داد داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) عدل و انصاف داشتن :
گفت چون ندهی بدان سگ نان و زاد
گفت تا این حد ندارم مهر و داد.
مولوی.
فرهنگ فارسی
عدل و انصاف داشتن
کلمات مرتبط
درد یا کسالتی داشتن
درد داشتن
داغ بر دل یا جگر داشتن
داغ داشتن
دام داشتن
یک کشور دوست داشتنی وجود دارد
اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشد به ساعتی شوهر می دهد
امازون دات کام
سپنت دات
نظرات