Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درد داشتن

تلفظ بین المللی : /dˈard dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [d'aRd d'AStan]
لغت نامه دهخداواژه نامه بختیاریکا
  • درد یا کسالتی داشتن
  • در احتیاج داشتن
  • در بایگانی نگاه داشتن
  • در تصرف داشتن
  • در جای خشک نگه داشتن
  • در حدس و گمان برتری داشتن بر
  • در دست داشتن
  • در دل نگاه داشتن
  • در ذخیره نگاه داشتن
لغت نامه دهخداواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

درد داشتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) احساس درد و رنج کردن. || حس داشتن. ( ناظم الاطباء ). || صاحب درد بودن. آشنا به رنجهای نهان بودن.- بدرد داشتن ؛ درد آوردن. دردمند کردن. اذیت کردن. آزار و رنج و تعب دادن : مقدمی از ایشان [ کافران غور ] بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را بدرد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق وی زد و او بدان کشته شد. ( تاریخ بیهقی ص 109 )....

واژه نامه بختیاریکا

سَر نواستادِن؛ لوف اَوُردِن؛ زینار زِیدِن؛ ناخُرمی گریدِن؛ تیر کشیدِن

کلمات مرتبط

  • درد یا کسالتی داشتن
  • در احتیاج داشتن
  • در بایگانی نگاه داشتن
  • در تصرف داشتن
  • در جای خشک نگه داشتن
  • در حدس و گمان برتری داشتن بر
  • در دست داشتن
  • در دل نگاه داشتن
  • در ذخیره نگاه داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات