Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داد جاد

تلفظ بین المللی : /dˈɑd dʒˈɑd/ تلفظ :‌ [d'Ad dZ'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جادر دا سیلوا برازیرو
  • کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
  • بزور جا دادن
  • جا دادن
  • جابجا ساختن درد
  • جابجا شدن درد
  • خوب جا دادن
  • در داربست جا دادن
  • در سربازخانه جا دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دادجاد. ( اِخ ) نام مردی از خانواده آشوتس شاخه کوشار و از اعقاب هاایگ. وی یکی از خواهران آرداوازت ( ارته باذ ) از خانواده مانتاگونی را که معاصر اردشیر اشکانی بود نجات داد و به قیصریه برد و با او ازدواج کرد و بقیه افراد خاندان به امر اردشیر معدوم شدند. ( ایران باستان ج 3 ص 2608 ).

فرهنگ فارسی

نام مردی از خانواد. اشوتس شاخه کوشار و از اعقاب ها ایگ

کلمات مرتبط

  • جادر دا سیلوا برازیرو
  • کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
  • بزور جا دادن
  • جا دادن
  • جابجا ساختن درد
  • جابجا شدن درد
  • خوب جا دادن
  • در داربست جا دادن
  • در سربازخانه جا دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات