کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داخلی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : داخلی کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑxelˌi kˈardan/
تلفظ :
[d'Axel,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از سطح خارج به داخل نفوذ کردن
داخل کردن
اوایی که هنگام داخل کردن مرغها و بره ها گفته می شود
میخ کردن داخل دماغ
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
دالی کردن
فهرست کشورها بر پایه نسبت تولید ناخالص داخلی به دی اکسید کربن
داخلی
داخلی ترین
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
internalize
(فعل)
درونی کردن، داخلی کردن، باطنی ساختن
کلمات مرتبط
از سطح خارج به داخل نفوذ کردن
داخل کردن
اوایی که هنگام داخل کردن مرغها و بره ها گفته می شود
میخ کردن داخل دماغ
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
دالی کردن
فهرست کشورها بر پایه نسبت تولید ناخالص داخلی به دی اکسید کربن
داخلی
داخلی ترین
نظرات