Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیار کاری

تلفظ بین المللی : /xiˈɑr kˈɑri/ تلفظ :‌ [xi'AR k'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خیارکاری
  • حشره خوار کاتینکا
  • خوارکاری
  • خیارمارین
  • تل کوچک خیارکار
  • خیارکار
  • خیارکاران
  • خیار
  • خیار ترشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خیارکاری. ( حامص مرکب ) زراعت خیار. کشت خیار. || زمینی که در آن جالیز خیار است. جالیز. فالیز. پالیز خیار.

فرهنگ فارسی

زراعت خیار کشت خیار

کلمات مرتبط

  • خیارکاری
  • حشره خوار کاتینکا
  • خوارکاری
  • خیارمارین
  • تل کوچک خیارکار
  • خیارکار
  • خیارکاران
  • خیار
  • خیار ترشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات