خویله. [ خوَی ْ / خُی ْ ل َ / ل ِ ] ( ص ) ابله. ( مهذب الاسماء ). احمق. نادان. ( صحاح الفرس ). مردم بیعقل و نادان و احمق را گویند بیشتر این لفظ را در محل قدح و دشنام استعمال کنند. ( برهان قاطع ) : عالم شهر همین خواهد لیکن بزبان بنگوید چو من خویله دیوانه خر.فرخی.من بدان یک دو ژاژ او خرسنداو در آن خویله ریش و من درخند.سنائی ( کارنامه بلخ ).من از خویله در سبلت افکنده بادی چو در ریش خشک از ملاقات شانه...