Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خون پالا

تلفظ بین المللی : /xˈuːn pˈɑlˈɑ/ تلفظ :‌ [x'u:n p'Al'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خون پالایی
  • خوک ریشدار پالاوان
  • قشلاق پادارعیس خان
  • پاداش خوف از خدا
  • خودپالایی
  • خون
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خون پالا. [ خوم ْ ] ( نف مرکب ) خون فشان. خونریز :
بخور مجلسش از ناله های دودآمیز
عقیق زیورش از دیده های خون پالا.
سعدی.
مطرب از درد محبت غزلی می پرداخت
که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود.
حافظ.
خاک در کاسه آن سر که در آن سودا نیست
خار در پرده آن چشم که خون پالا نیست.
صائب.

فرهنگ فارسی

خون فشاندن خونریز

کلمات مرتبط

  • خون پالایی
  • خوک ریشدار پالاوان
  • قشلاق پادارعیس خان
  • پاداش خوف از خدا
  • خودپالایی
  • خون
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات