Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خون جاری شدن از

تلفظ بین المللی : /xˈuːn dʒˈɑri ʃˈodan ˈaz/ تلفظ :‌ [x'u:n dZ'ARi S'odan 'az]
مترادف و متضاد
  • سر جای خود خشک شدن
  • خون جاری ساختن
  • خون جاری کردن
  • خون جگری
  • از جای خود برون کردن
  • از جای خود بیرون کردن
  • از جای خود تکان دادن
  • جای خوک یا گراز
  • جای خود را محکم کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

bleed (فعل)
خون گرفتن، خون گرفتن از، خون ریختن، خون جاری شدن از، خون امدن از، اخاذی کردن

کلمات مرتبط

  • سر جای خود خشک شدن
  • خون جاری ساختن
  • خون جاری کردن
  • خون جگری
  • از جای خود برون کردن
  • از جای خود بیرون کردن
  • از جای خود تکان دادن
  • جای خوک یا گراز
  • جای خود را محکم کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات