معانی کلمه : خوشدست
لغت نامه دهخدا
خوشدست. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ ] ( ص مرکب ) خوش پنجه. خوش نواز. آنکه نیکو نوازد. موسیقی نواز خوب :
به رسم رفته چو رامشگران و خوش دستان
یکی بساخت کمانچه یکی نواخت رباب.|| آنکه در بازی قمار ورق یا خال مناسب می آورد.
به رسم رفته چو رامشگران و خوش دستان
یکی بساخت کمانچه یکی نواخت رباب.|| آنکه در بازی قمار ورق یا خال مناسب می آورد.
فرهنگ فارسی
خوش پنجه خوش نواز
واژه نامه بختیاریکا
ساز دست
